|
مدیریت جامع نوآوری TOTAL INNOVATION MANAGEMENT |
|
قطعاً هر يک از ما در حوزه نوآوري به سؤالاتي همچون نمونههاي زير برخورد کرده ايم، پاسخ آنها را در اين بخش خواهيم يافت. 1) مدل مديريت جامع نوآوري (TIM ) چيست؟ 2) اجزاء تشكيل دهنده مدل مديريت جامع نوآوري چيست؟ 3) ارتباطات بين اجزاء مدل مديريت جامع نوآوري چگونه شكل ميگيرد؟ 4) چرا بايد از مدل مديريت جامع نوآوري استفاده نمود؟ 5) نحوه استفاده از اين مدل چگونه است؟
1-1 عبور از گذشته به آيندهسال هزار و دويست و نود هجري شمسي است. جوانان جوياي نام، آينده را متصور ميشوند. آيندهاي که توسعه يافته روزگارشان خواهد بود. آنها آينده را چگونه ميديدند؟ دنيايي پر از اسبهاي تيز رو! مملو از شمشير زنان پر قدرت! مملو از شهرهاي خشتي و گلي! مملو از آب انبارهاي بزرگ! آيا اينها تصور درستي از آينده بوده است؟ اينها آخرين تصورات حاصل از تغييرات تدريجي هستند. امروز که صد سال از آن زمان گذشته است، ميدانيم که اين رشدهاي تدريجي آينده را نساخته است. براي ساخت آينده رشد تدريجي کافي نيست. تصورات راديکال آينده را ميسازد. تصوراتي فرا زماني که پرواز تخيل را طلب ميکند. دنياي آينده، دنياي نوآوران است. در اين دنيا «تنها بيپروايان پايدارند» و حق بقا با افرادي است که آرامش مصنوعي امروز را با تغييرات تدريجي و بنيادي (راديکال) به سطحي از آرامش تحت تغيير، منتقل نمايند. خصيصههاي دنياي آينده[1] عبارتند از: * تغيير از اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني * حرکت از جامعه صنعتي به جوامع اطلاعاتي * عدم تمرکز * فضاي رقابتي * نقش آفريني بنگاههاي کوچک و متوسط در قالب بنگاههاي چابك * ربايش نخبگان * و از همه مهمتر، کمبود منابعي چون؛ آب و انرژي کبود آب و انرژي دليل جنگ آينده است. جنگي که براي انسانها هيچ تقابل رويارويي را متصور نميشود. در دنياي آينده رقابت بر سر سهم بازار نيست، بلکه بر بودن يا نبودن است. آينده در فضايي شکل ميگيرد که تغييرات تدريجي در آن بر عناوين ارائه شده در بالا شکل خواهد گرفت، اما تغييرات راديکال را بايد در تصورات جستجو کرد. جمله زيبايي که ميتوان در اين خصوص گفت اين است كه؛ « مديران شرکتهاي بزرگ هيچگاه خواب راحتي نخواهند داشت زيرا هر شب که به خواب ميروند در اين تصورند که فردا صبح در گوشهاي از دنيا جواني باهوش چيزي بيافريند که بازار را زير و رو کند.» آري اين دقيقاً دنياي آينده است. در اين دنيا تلاش براي بزرگ شدن، چيزي جز تلاش براي ديده شدن و رقيب طلبي براي مبارزهاي بي سود نيست. تغييرات راديکال نياز عمومي جوامع نيست. آنها مخصوص افراد خاصي است که خدايان آينده اند. اما تغييرات تدريجي چيزي است که ميتوان آن را تغييرات عمومي دانست. اين دو نوع تغيير بر اساس آزادي تجاري، آزادي ورود کليه محصولات صنعتي و کشاورزي، آزادي نرخ بهره و ايجاد دولي ناظر آغاز ميشود. در اين الگو پايه و اساس تغييرات، دانش و اطلاعات است. زماني داشتن اطلاعات قدرت بود و امروز استفاده از اطلاعات قدرت است. در دنياي آينده کساني که از تکنولوژي اطلاعات با بستر صنعت کامپيوتر، الکترونيک و دانش مهندسي استفاده ميکنند، موفق خواهند بود. قرن بيستم، قرن اتم بود. قرن فرد گرايي و تک بودن. اما قرن بيست و يکم، قرن تيم بودن، جمع شدن، تفکر با هم و مستقل بودن در عين حال يکپارچه بودن است. در اين الگو، شبکهاي فکر کردن، اصل اساسي است. در شبکه، هر جزء در عين استقلال، جزئي از کل است. هيچ مرکز، مدار يا قطعيتي وجود ندارد. شبکه توري نا محدود از علتها است. شبکه نمونهاي اوليه براي معرفي تمام پيوندها و رابطهها است. درحالي که اتم نماد سادگي است. شبکه نماد همه پيچيدگيها است. نيروي شبکه نيرويي فراتر از نيروي تک تک اجزاي آن است. سينرژي حرف اول را ميزند. نيروي محرک جامعه، خصوصا اقتصاد، به نحوي روز افزون از منطق شبکهها تبعيت ميکند. چارلز هندي و پيتر دراکر نيز اعتقاد دارند که ما اکنون در حال انتقال از جامعه استخدامي به يک جامعه شبکهاي هستيم. در اين زمان نياز به منابع ارزانتر، افزايش بازده سرمايه، حفظ بازار و فرار از تعرفهها، استراتژي جهاني را شکل ميدهد. در اين بازار کيفيت تقريبا يکسان است. چرا که کيفيت از يک مشوق به يک الزام تبديل شده است. [2]
در اين راستا اعتلاف بين شرکتها و کشورها شکل ميگيرد، تا بتوانند منابع را کسب کنند اما اين اعتلاف ها، هزينههاي بالايي دارد و باعث کاهش سرعت نوآوري ميشوند. حال زمان ورود بازيگران جديد است. بازيگراني پر شور که آينده سازان هستند. اينها شرکتهاي کوچک و متوسطي هستند که نقش آفرينان آينده اند. اين شرکتها و کشورها، براي رشد، نياز به تفکر دارند و تفکر را از ديگران ميگيرند. شکار نخبگان آغاز ميشوند. بزرگي و توانايي هر جامعهاي جدا از منابع طبيعي و ثروت مادي، به اندازه نخبگان و انديشمندان آن جامعه است. سازمانها در اين وضعيت داراي خصوصيات منحصر به فردي هستند. * سازمانها سيستمهاي بازي هستند که به طور دائم با محيط خود در تعامل هستند. * بخشهاي مختلف با تکيه بر فن آوري و در شرايط سياسي، اقتصادي و جو فرهنگي-اجتماعي به حيات خود ادامه ميدهند. * محيط سازمانها به طور فزايندهاي پر تلاطم و غير قابل کنترل است. * اثربخشي صحت سازماني بايد براساس معيارهاي سيستمي ارزيابي شوند.
پيتر دراکر ميگويد « نخستين گامِ آماده سازي خود، براي آينده، فراموشي گذشته است. »جنرال الکتريک نشستها را با اين شعار آغاز ميکند« تغيير کن يا بمير» نوآوريهايي که آينده را شکل ميدهند، چگونه شکل ميگيرند؟ چه الگويي آنها را مديريت ميکند؟ امروز بايد چه کنيم؟ براي دنياي آينده که جنگ آب رخ ميدهد، چه کنيم؟ مديريت منابع چگونه خواهد بود؟
1-2 مدل مديريت جامع نوآوري[3]در اين حالت، حرکت يکپارچه و سيستمي رمز بقا خواهد بود. پس بايد تمام منابع و تواناييها را به سمت مديريت اين نوآوريها هدايت نمود. براي اين هدايت، بايد تمام اجزاء و روابط بين آنها را شناخت. آنگاه آنها را يکپارچه نمود و مديريت جامع نوآوري را شکل داد. مطابق شکل (1-1) در مديريت جامع نوآوري هدف هدايت تمام اجزاء سازمان به سمت تفکر نوآوري است. تفکري که همه اجزاء به تلاشي بي پايان براي ارائه بهترينها در کمترين زمان و با کمترين هزينه همگرا خواهند بود. اجزائي که مديريت جامع نوآوري را شکل ميدهند ميتوانند با ايجاد سينرژي، نيروهاي چند برابري بسازند.
شکل (1-1) - مدل مديريت جامع نوآوري اين اجزاء شامل تمام محيط اطراف فرد نوآور و سازمان نوآور ميشود. اجزايي که براي ديگران سدهاي مستحکم غير قابل نفوذ هستند، براي سازمانها و افراد نوآور راههاي باز شده براي شکارند.
1-2-1 دنياي آيندهاولين و مهمترين جزء اين مدل، هدف است. آرماني براي کسب و تمرکز انرژي ميتواند همه اجزاء را به هم وصل کند. آينده و نيازهاي آن بهترين رابط براي اجزاء است. نياز دنياي آينده در کدام صنايع متبلور ميشود. بحران آب، کمبود انرژي، بيماريهاي جديد و نيازهاي پزشکي، محيط زيست و... هر کدام قسمتي از دنياي آينده را ميسازد.
1-2-2 قوانين و مقرراتبراي رسيدن به آينده بايد قوانين جامعه را شناخت، آنها را بکار برد و در برخي موارد در صورت نياز، قوانين جديد را آفريد. آفرينش قوانين خود نوعي نوآوري است. اما امروز، استفاده از قوانين اولويت دارد. علت آنهم وضعيت شروع است. براي شروع بهتر است تا انرژيها را صرف مبارزه با قوانين ننمود، بلکه صرف قدرت يافتن سازمان کرد، نبايد فراموش نمود که در آينده، قدرتمندان قانونها را ميسازند. به عبارتي ديگر اين فرآيند مصداق اين جمله است که: «برو قوي شو که در نظام طبيعت ضعيف پا مال است»آري قوي شدن يک فريضه است. سازمانهاي کوچک و متوسط براي قوي شدن ابتدا بايد «بودن» را ايجاد کنند. چيزي که نباشد قوي هم نيست. پس افراد مجبورند، بود خود را با ايجاد شرکتهاي کوچک و متوسط به منصه ظهور برسانند.
1-2-3 شركتهاي كوچك و متوسطشروع كار يك كارآفرين با تاسيس يك شركت يا راه اندازي يك كارخانه است. آشنايي با قوانين و مقررات شركتهاي كوچك و متوسط و نيز توانايي اداره اين شركتها راه را براي كارآفرين هموار ميكند. بسياري از قوانين دولتي و حمايتهاي مالي ميتوانند كارآفرين را در پيشبرد اهدافش ياري دهند. از طرفي ديگر عدم اطلاع از موانع اين شركتها ميتواند باعث ورشكستگي كارآفرين در اولين قدم بشود.
1-2-4 بازار واقعي تجارتدر اين ميان توجه به قوانين واقعي بازار تجارت بسيار تاثير گذار است. قوانين نانوشتهاي که ميتواند قوانين مرگ و زندگي براي شرکتهاي نوپا باشند. قدما گفته اند. « دنيا معلم خوبي است که سخت تنبيه ميکند. » هر تجربهاي يک آموزش است اما هزينه آن بسيار بالا است. هزينهاي که به از دست دادن تمام داراييها منتهي ميشود. قوانين بازار واقعي همچون كوه يخي است كه فقط ده درصد آن بيرون از آب است و نود درصد آن در داخل آب پنهان شده است. اين قواعد، بازي خاص خود را طلب ميكنند. شناخت افراد كليدي هر صنف لازمه كار در آن صنف ميباشد. نحوه ورود به آن نيز مراحلي دارد كه تشريح خواهد شد.
1-2-5 روشهاي توليدبراي شرکتهاي نوآور و چابك استفاده از خطوط توليد چند صد ميليون دلاري يا صدها ميليارد توماني غولهاي صنعت امکان پذير نيست، پس بايد راه خود را بيايند. آنها روشهاي توليد خاص خود را کشف ميکنند. راههايي سريع، کم هزينه، قابل انعطاف و خلاق. ساده ترين آنها توليد از طريق «توليد بدون كارخانه» و استفاده از ظرفيت خالي كارخانههاي موجود است.
1-2-6 خلاقيتبه سادگي غولهاي موجود سهمي از بازار خود را رها نميكنند. جهت ورود به بازار نيازمند قدرتي فراتر از وضعيت معمول هستيم. اين قدرت، خلاقيت است. خلاقيت صرفاً داشتن هوش و ذکاوت نيست بلکه توانايي استفاده از ابزارها نيز هست.
1-2-7 نوآوري و ارزيابيخلاقيتي که به بار ننشيند مثل زنبوري است که نيش نميزند. هيچ غولي از زنبور مرده نميترسد. خلاقيت وقتي قابل ارزيابي است که نمونه سازي شود و به فيزيک قابل عرضه تبديل گردد. اما اين فيزيک قابل عرضه مشتريان اندکي دارد. عرضه آن محدود است و ارزش افزوده مناسبي نخواهد داشت. فيزيکي که براي لذت بردن مخترع مناسب است و اين شبيه نوزادي است که به دنيا آمده و پدر و مادرش خوشحال هستند اما هيچ توانايي ندارد تا وارد ميدان مبارزه زندگي شود. در اين ميان همه کودکان براي مبارزه پرورش نمييابند. هر کسي را بهر کاري ساخته اند. پس بايد ارزيابي مناسبي از اين کودکان داشت تا انرژي مصرف شده به هدر نرود. ارزيابي محصولات نمونه سازي شده، باعث ميشود که هزينههاي انجام شده، با نرخ بازگشت سرمايه بهتري جبران شود.
1-2-8 كارآفريني و دوره عمرکارآفرين معلمي است که اين کودک نوپا را پرورش داده و اخلاق و رفتار ميآموزد. زرهاي محکم و سلاحي قدرتمند به او ميدهد و او را به ميدان ميفرستد. کارآفرينان محصولات جديد را حمايت کرده و به بازار مصرف نزديک ميکنند. کارآفرينان بايد درک کنند که تجارب گرانبهاي ديگران ميتواند ارزان به آنها منتقل گردد. نبايد هميشه به فکر نوآوريهاي جديد بود. گاهي اوقات کمرنگ کردن نوآوري از وظايف کارآفرينان است. البته اين به معني حذف نوآوري نيست. بلکه کمرنگ و پر رنگ کردن نقشهاي مختلف است که بر دوره عمر سازمانها تاثير گذار است.
1-2-9 نوآوري نظام يافته، ابزارهاي خلاقيت، نوآوري و کارآفرينيابزارهاي خلاقيت و مخصوصاً ابزارهاي سيستماتيک به عنوان سلاح اين مبارزه نقشي بزرگ در آينده، خواهند داشت. ابزارهايي که بتوانند سيستمهاي گروهي و شبکهاي را پشتيباني کنند. ابزارهايي که بتوانند هزينهها را کم، قابليتها را زياد و الزامات قانوني و استانداردي را پوشش دهند، بهترين حمايت کننده يک کارآفرين هستند.
زنجيره همه فعاليتهاي فوق مدل جامع نوآوري را شکل ميدهد. در فصلهاي آينده اجزاء اين مدل به تفصيل ارائه خواهد شد. [1] عناوين با اندكي تغيير از كتاب مديريت سازمانهاي آينده، جعفر معي زاده اقتباس شده است. [2] اشاره به مدل کانو است. [3] Total Innovation Management model (TIM)
|
|
بزرگترين مشكلات، مسائل ساده اي هستند كه در زمان خود حل نشده اند. |
| Email خودتان را وارد نمایید. |
| Home contact us about us |