|
SMART |
||||||||||||
|
1- هدف: هدف از تدوين اين استاندارد ، يكپارچه سازي تعاريف، مفاهيم، كاربرد و استفاده از مدل هدفگذاري SMART مي باشد. 2- محدوده اعتبار: اين استاندارد در سطح گروه صنعتي ايران خودرو قابل استفاده مي باشد. 3- مفاهيم و علائم 3/1 تعريف و علائم: يكي از مدل هاي هدف گذاري،SMART است . SMART بودن هدف ها مي تواند در بهتر به ثمر رسيدن آنها بسيار موثر باشد . SMART مخفف كلمات زير است: معين Specific قابل اندازه گيري Measurable عملياتي-قابل دسترس(عملگرا)[1] Action - oriented واقع بينانه Realistic به موقع (حاوي زمانبندي) Timely توجه : هدف گذاري و بيان اهداف، از اركان اصلي در هر پروژه است. تقسيم بندي اهداف در پروژه ها معمولاً در قالب 1 - اهداف كلي و نهايي (Goals) و 2 - اهداف عيني و مياني (Objectives) صورت مي گيرد.
اهداف كلي و نهايي (Goals)
اهداف عيني و مياني (Objectives)
3/2 نقاط قوت ابزار
4- ضوابط 4/1 معيار ها : معيار هاي اهداف عيني و مياني، تحت عنوان SMART بودن مطرح مي شود . در زير تعاريف هريك از موارد بالا آورده شده است . معين بودن ( Specific): به طور واضح و عيني بيان كننده تغييري مي باشد كه قرار است اتفاق افتد . هدف هاي معين شده همواره شانس بيشتري را نسبت به هدف هاي كلي براي انجام دارند . براي معين شدن هدف مي توان از پرسش هاي زير استفاده نمود ( اين سئولات به 6W معروف هستند ) :
توجه :
توجه : هنگامي كه اهداف مبهم است :
قابل اندازه گيري بودن ( ( Measurable : قابليت اندازه گيري، مهمترين معيار در هدف گذاري است . چرا؟ · كاري انجام خواهد شد كه اندازه گرفته شود. · اگر نتوانيم نتايج را اندازه بگيريم نمي توانيم موفقيت را از شكست تميز دهيم. · اگر نتوانيم موفقيت ها را شناسايي كنيم نميتوانيم به آنها پاداش دهيم. · اگر نتوانيم به موفقيت پاداش دهيم احتمالاً به شكست پاداش خواهيم داد. · اگر نتوانيم موفقيت را شناسايي كنيم نميتوانيم از آن بياموزيم. · اگر نتوانيم شكست هاي خود را تشخيص دهيم هيچگاه نميتوانيم اشتباهاتمان را اصلاح كنيم. · اگر نتوانيم موفقيت هاي خود را اثبات كنيم نميتوانيم حمايت ديگران را جلب كنيم. براي تعيين اينكه هدفي قابل اندازه گيري است يا نه مي توان از سئولات زير كمك گرفت : - چه مقدار ؟ - چه تعداد ؟ - با چه استانداردي مي توان معيار را اندازه گيري كرد ؟ نكته : قابل اندازه گيري بودن اين اجازه را مي دهد كه شما روند رسيدن به هدف را ببينيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد . عملياني – قابل دسترس (عملگرا) (Action-oriented ): نياز است استراتژي براي رسيدن به اهداف وجود داشته باشد . در ابتدا نياز نيست جزئيات كار مشخص شود ، داشتن يك برنامه كلي مي تواند ما را در جهت رسيدن به اهداف ياري نمايند . توجه : اقداماتي را انجام دهيد كه مستقيما مي توانيد آنها را كنترل نماييد .
واقع بينانه بودن ( Realistic ) يعني هدف بايد قابل رسيدن ( قابل انجام ) ، مناسب و متناسب با توانمندي ها و استراتژيها ، اما چالش برانگيز باشد . يك هدف واقعي ، متناسب با خواستن و توانستن شما طراحي مي شود. اهداف بايد شما را در معرض امتحان قرار دهند و ايجاد انگيزش كنند ، براي ايجاد انگيزش مي توان از سئوال زير كمك گرفت: - چرا مي خواهيم به هدف دست يابيم ؟. براي فهميدن اينكه آيا هدف هاي تعيين شده واقع بينانه هستند يا نه ، مي توان پرسيد : - آيا چيزي مشابه آن هدف ها را در گذشته انجام داده ايم ؟ - يا اينكه از خود بپرسيم چه شرايطي براي انجام اين هدف ها وجود دارند ؟
محدود به زمان – حاوي زمانبندي ( Timely ) قرار دادن مهلت زماني براي فعاليتهايي كه الزاما واقع بينانه ، قابل دسترسي و قابل اندازه گيري باشند . محدود به زمان يعني توسعه دادن و پرورش دادن چارچوب هاي زماني كه به شما اجازه مي دهند كه به همان خوبي كه هدفها زمان بندي شده اند ، به اهداف برسيد . اين كار با نگاه به اهداف بلند مدت و حركت به سمت عقب تا اينكه هر هدف كوچكتر به سمت هدف بزرگتر حركت كند ، انجام مي گيرد . بدون تعيين محدوديت زماني ( نقطه هدف ) ضرورتي براي انجام هدف احساس نمي شود . توجه : براي كمك به SMART شدن اهداف مي توان به ايده هاي زير توجه كرد :
توجه : بهترين اهداف در مدل SMART، آنهايي هستند كه متمركز ، معين و در بازه هاي كوتاه مدت هستند . مثال 1: هدف كلي : دانشجويي قصد دارد كه در امتحاني كه در درس رياضي برگزار مي شود موفق شود. اما همانطور كه مشخص است هدف او SMART نيست. حال با استفاده از تعاريف زير هدف او را SMART مي كنيم :
[1] اين آيتم در متون مختلف با عناوين Achivable, Atteainable نيز آمده است. |