|
|
|
قسمتی از کتاب پيشگفتار نويسنده پیشگفتار ناشر فهرست عناوین کتاب فهرست عناوین لوح فشرده نویسندگان درخواست اخذ کتاب نرم افزار ، فيلم و عكس ... داستانهای کوتاه پاسخ به سوالهاي شما معماهای جذاب ، فکری و خلاق مطالب خواندنی سايتهاي مرتبط |
|
در پشت هر مرد بزرگ ، زني بزرگ ايستاده است توماس هيلر ، مدير اجرايي شرکت بيمه عمر ماساچوست ، ميو چوال و همسرش در بزرگراهي بين ايالتي در حال رانندگي بودند که او متوجه شد بنزين اتومبيلش کم است. هيلر به خروجي بعدي پيچيد و از بزرگراه خارج شد و خيلي زود يک پمپ بنزين مخروبه که فقط يک پمپ داشت پيدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزين را پر و روغن اتومبيل را بازرسي کند.سپس براي رفع خستگي پاهايش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزين پرداخت. او هنگامي که به سوي اتومبيل خود باز مي گشت ، ديد که متصدي پمپ بنزين و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتي او به داخل اتومبيل برگشت ، ديد که متصدي پمپ بنزين دست تکان مي دهد و شنيد که مي گويد :" گفتگوي خيلي خوبي بود." پس از خروج از جايگاه ، هيلر از زنش پرسيد که آيا آن مرد را مي شناسد.او بي درنگ پاسخ داد که مي شناسد.آنان در دوران تحصيل به يک دبيرستان مي رفتند و يک سال هم با هم نامزد بوده اند. هيلر با لحني آکنده از غرور گفت :" هي خانم ، شانس آوردي که من پيدا شدم . اگر با اون ازدواج مي کردي به جاي زن مدير کل، همسر يک کارگر پمپ بنزين شده بودي. " زنش پاسخ داد :" عزيزم ، اگر من با او ازدواج مي کردم ، اون مدير کل بود و تو کارگر پمپ بنزين ."
بر گرفته از کتاب بهترين نکته ها و قطعه ها
|
|
آيا تمايل داريد به محض چاپ كتاب از توزيع آن مطلع شويد. پس آدرس Email خودتان را در فضاي زير براي ما بفرستيد دوستانی که آدرس Email ارسال نمایند در هفته دو داستان دریافت خواهند نمود. |
| info@shortstory.ir : آدرس Email خودتان را وارد نمایید. |
| Home contact us about us |