Welcome to Short story.ir  Book site            ()بستگي داره تو دست كي باشه

قسمتی از کتاب    پيشگفتار نويسنده     پیشگفتار ناشر    فهرست عناوین کتاب    فهرست عناوین    لوح فشرده          نویسندگان     درخواست اخذ کتاب       نرم افزار ، فيلم و عكس ...      داستانهای  کوتاه        پاسخ به سوالهاي شما         معماهای جذاب ، فکری و خلاق       مطالب خواندنی       سايتهاي مرتبط 

وقت شناسی‌ !

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

نتیجه اخلاقی‌: وقت شناس باشید

 

 

 

آيا تمايل داريد به محض چاپ كتاب از توزيع آن مطلع شويد. پس آدرس Email خودتان را در فضاي زير براي ما بفرستيد

دوستانی که آدرس Email ارسال نمایند در هفته دو داستان دریافت خواهند نمود.

 info@shortstory.ir    : آدرس Email خودتان را وارد نمایید.

Home        contact us         about us